| متن: | لينك: | ||||
| آدرس رسانه: | |||||
| براي بارگذاري فايلهاي رسانه اي اينجا را کليک کنيد. در بخش آدرس رسانه، کليه آدرسهاي تصويري، آدرسهاي صوتي با فرمت mp3، wav، wma، mid و آدرسهاي فيلم با فرمت mp4، wmv، 3gp، 3gpp، avi، mov و آدرسهاي فلش با پسوند swf پشتيباني مي شود. همچنين کليپهاي مربوط به سايت آپارات، با لينک مستقيم آن کليپ پشتيباني مي شود. | |||||
| پاک کردن | انصراف | |||||

+ آدميست ديگر يک روز حوصله هيچ چيز را ندارد دوست دارد بردارد خودش را بريزد دور. حسين پناهي
^ پنج شنبه 29/10/90 11:33 صبح
+ هركس براى خدا باشد، خدا براى اوست
^ سه شنبه 4/11/90 10:41 صبحمن كان لله كان الله له - آينه سكندر
+ پروردگارا ببخش مرا که آنقدر حسرت نداشته هايم را خوردم ، شاکر داشته هايم نبودم . . . . - * *ستاره سهيل «
نظرپروردگارا ببخش مرا که آنقدر حسرت نداشته هايم را خوردم ، شاکر داشته هايم نبودم . . . . - نازنين
+ آدم هـا مي آينـد ...زنـدگي مي کننـد... مي ميـرنـد و مي رونـد ... امـا فـاجعـه ي زنـدگي ِ تــو آن هـنگـام آغـاز مي شـود کـه آدمي مي رود امــا نـمي ميـرد! مـي مـــانــد و نبـودنـش در بـودن ِ تـو چنـان تـه نـشيـن مي شـود کـه تـــو مي ميـري در حالـي کـه زنــده اي...
^ پنج شنبه 29/10/90 11:56 صبحتصوير جالبيه دستت دردنكنه - 215618-يه دختر تنها
اتفاقا اصلا تصوير مناسب نيست. - سبوي معرفت
نظرنظرات مختلفه - نازنين
+ من سرشار از خدا بودم و چه زيبا و اعجاب انگيز است ان لحظه که چشم در چشم خدا خالي مي شوي از مي دانم هاي حقير خويش! حسين پناهي
^ پنج شنبه 29/10/90 11:37 صبح
+ چه فرقي ميکند وقتي که تنهايي همه ديوانه باشند يا عاشق چه فرقي ميکند ساري بپرد يا کلاغي بخواند همه چيز همانجوري که ميخواهد پيش ميرود ساعت ها را عقربه ها را تيک تک را فراموش نکن زمان ميگذرد...
^ پنج شنبه 29/10/90 12:00 عصر
+ امشب از آسمان ديده ي تو ، روي شعرم ستاره مي بارد، در سکوت سپيد کاغذها، پنجه هايم جرقه مي کارد! بي من اگر آرامي، من نمي خواهم که کنارم باشي! با شکست قلبم تو اگر پيروزي، آرزوي دل من نيز کاميابي توست! من تنها به تو مي انديشم که مبادا خاري به دلت ريش آرد...
^ پنج شنبه 29/10/90 11:54 صبح
+ كنج اين پنجره ها شب همه شب منم و گريه و هاي و هايم پشت اين پنجـره ها تا به سحر پنجه بر پيكر شب مي سايم نكند بيهـوده عمـر خـود را پشت اين پنجـره مي فـرسـايم نكنـد بيهـوده تكـرار شـود قصـه ي چشـم به راهـي هايم باز چون ديشب و شب هاي دگر مي روم پنجره را بگشايم باز شب شد شب و از پنجره ام همچنان راه تو را مي پايم...
^ پنج شنبه 29/10/90 11:50 صبح
+ تمام شاديهايم را با تو قسمت ميکنم به کنارت مينشينم و بر زانوي تو - اين چنين آرام - به خواب ميروم کيستي؟ که من اينگونه به اعتماد در روياهاي خويش با تو درنگ ميکنم! کيستي؟
^ پنج شنبه 29/10/90 11:46 صبح
+ بگذار کسي نداند که چگونه من به جاي نوازش شدن بوسيده شدن گزيده شده ام... احمد شاملو
^ پنج شنبه 29/10/90 11:37 صبح
+ دعا ميکنم غرق باران شوي چو بوي خوش ياس و ريحان شوي دعا ميکنم در زمستان عشق بهاري ترين فصل ايمان شوي
^ پنج شنبه 29/10/90 11:30 صبح
+ در خود نگاه ميکنم تا ببينم که خطا کجاست ...بعد از کمي تامل و قدري سکوت پي ميبرم آنجا که خالي از "خــــــــــــداست
^ جمعه 16/10/90 12:20 عصر
+ صدور هيچ گذرنامه و ويزايي لازم نيست وقتي به خدا “پناهنده” مي شويد . . .
^ جمعه 16/10/90 8:49 عصر
+ گاهي وقتها از نردبان بالا ميري تا دستان خدا را بگيري غافل از اينکه خدا پايين ايستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نيفتي.
^ جمعه 16/10/90 8:52 عصر



